مصطفى النوراني الاردبيلي

308

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

* زرنباد مشخصات : انگليسى : ZEDOARY فرانسوى : ZEDOAERE در شرق هيماليا و سراسر هند كشت مىشود . نويسنده‌هاى سانسكريت آن را به اسم كراچوره و ساتى نوشته‌اند . عربها آن را از زرمباد و عرق الكافور ناميده‌اند . يونانيها از اسم عربى تغيير يافته به نام زيروبان ، زرمبر و زرمبت براى آن استفاده مىكنند . بعضى زرمباد را به جدوار يا گياهان ديگر مشابهت داده‌اند كه البته اشتباه است . ابن سينا جدوار را به زراوند مشابهت داده و راجع به زرنباد و جدوار و بيش ( عنب الثعلب ) مىگويد . اگر كنار جدوار روييده شود ، مواد سمى آن دفع مىشود و با اطمينان خورده شود . اگر كنار بيش برويد مسموم است و اهل منطقه به آن هلاهل مىگويند كه به زهر هلاهل معروف است و دارويى كه كنار بيش ( عنب الثعلب ) برويد با روغن جوشانده ، از آن روغنى ماليدنى براى روماتيسم درست مىكنند . عربها زرنباد را به‌عنوان پادزهر استعمال مىكنند . از قول ابن سينا و ابن البيطار و جزله در منهاج گفته شده كه تعريفى مشابه زرنباد از جدوار ذكر شده است : هو ترياق السموم بأسرها حتى البيش و الافاعى من ينفع النزع الهوام جدا حتى يقارب الجدوار زرنباد و جدوار را در خواص مانند درونج بيان كرده‌اند . درخت آن در باغهاى بمبئى عموما ديده مىشود و ظاهرا از جانب پرتقالىها در هند معرفى شده است . و اهالى هند برگ آن را به‌عنوان سبزى خورشتى استعمال مىكنند و در باماها بيخ آن را براى خوشبو كردن دهان مىخورند و در بعضى داروهايى كه براى تقويت زائو مىدهد ، آن را مخلوط مىكنند . در سرماخوردگى آن را با فلفل دراز ، دارچين و عسل به‌صورت جوشانده مورد استفاده قرار مىدهند . نيز در مصرف خارجى ، معجون